غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

243

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نگاه داشت و شب هرچند از توقف ابا نموده گفتم اطفال من در آن مسجد گرسنه و برهنه‌اند به جائى نرسيد و روز ديگر رخصت انصراف يافته خادمى همراه من روان گشت و چون خواستم كه به آن مسجد روم مانع آمده مرا بسرائى دلگشا برد و متعلقان خود را آنجا ديده پرسيدم كه شما را اينجا كه آورد جواب دادند كه دوش وقت نماز خفتن جمعى به مسجد آمده ما را بدين منزل آوردند و انواع طعامها و جامه‌ها پيش ما نهادند لاجرم من بمراسم شكر الهى پرداخته بعد از آن پيوسته ملازمة برمكيان ميكردم و از تواتر انعام و احسان ايشان مىآسودم اكنون اى امير المؤمنين اگر مدح و ثناء آنجماعت بر زبان نياورم بكفران نعمت كه موجب خذلان دنيا و آخرت است منسوب گردم هارون الرشيد چون اين حكايت شنيد قطرات اشك از قوارهء ديده روان گردانيد و هزار دينار در حق پير انعام فرموده او را مطلق العنان ساخت پير زمين خدمت بوسيده گفت ( يا امير المؤمنين هذا من بركات البرامكه ) نظم هرآنكس كه در دست فرمان او * زمام خلايق نهد كردگار همان به كه كوشد بجود و كرم * كه آن ماند از سروران يادگار در سال مؤاخذه برامكه يعنى سنهء سبع و ثمانين و مائه بروايت امام يافعى ابو على فضيل بن عياض كه در سلك مشاهير منتظم بود از جهان گذران انتقال نمود در نفحات مسطور است كه فضيل بن عياض كوفى الاصل است و بعضى گفته‌اند كه مروى الاصل بود و طايفه‌اى را عقيده آنكه بسمرقند تولد نمود و در ابيورد نشوونما يافت و فضيل را پسرى بود در فضل و عبادت از وى زيادت موسوم بعلى و على روزى در مسجد الحرام نزديك بچاه زمزم ايستاده بود كه ناگاه شنيد كه كسى اين آية ميخواند كه ( يوم القيامة ترى المجرمين ) صعقهء زده فوت شد و در سنهء ثمان و ثمانين و مائه ابو اسحق ابراهيم بن « 1 » هامان التميمى كه معروفست بنديم موصلى وفات يافت و او در فن موسيقى و اختراع الحان در آن زمان عديل و نظير نداشت و در سنه تسع و ثمانين مائه ابو الحسن على بن حمزة الاسدى الكوفى الكسائى كه يكى از قراء سبعه است و در علم نحو سرآمد علماء بود در ولايت رى فوت شد و او را كسائى بجهة آن ميگفتند كه در روزى كه بكوفه درآمد كسائى بر خود پيچيده بود و بعضى گويند كه در وقتى كه كسائى بر دوش داشت احرام حج بست بنابرآن به اين لقب ملقب شد و كسائى بروايت امام يافعى مؤدب و معلم امين بن رشيد بود و بقول حمد اللّه مستوفى بتعليم مامون قيام مينمود كتاب معانى القرآن و الاثار از نتايج كلك بلاغت دثار كسائى است و ايضا در روز فوت كسائى قاضى القضات محمد بن حسن الكوفى الشيبانى كه يكى از فقهاء حنفيه است از جهان فانى نقل كرده و محمد دمشقى الاصل بود و پدرش از شام بعراق افتاده و در واسط مقيم شده محمد در آن بلده

--> ( 1 ) واضح باد كه ابن خلكان در تاريخ خويش كه موسوم است بوفيات الاعيان پدر ابراهيم را ماهان رقم نموده و اللّه تعالى اعلم و احكم حرره محمد تقى الشوشترى